بسمه تعالی وجدان كاري عبارت است از : مجموعه عواملي كه فرد سازماني، نظام ارزشي به وجود ميآورد. وجدان كار يكي از حوزههاي وجدان انسان است كه در سايه اخلاق كاري به وجود ميآيد و مرز بين درست و نادرست و صالح و ناصالح را معين ميكند.
برخي از متفكرين، وجدان را به معناي آگاهي از انديشههاي پنهان آدمي ميدانند يعني آنچه كه «ناخودآگاه» و حتي «خودآگاه» در ارتباط با اعمال، تلقي و ارزيابي ميكنند. برخي نيز وجدان را قضاوت دروني افراد در باب كردارهاي خود دانستهاند زيرا انسانها معمولا در ارزيابي اعمال خود در خلوت و تنهايي قضاوتهاي منصفانهاي دارند و خود را آنگونه كه هستند، ميشناسند و در حقيقت بر اعمال و رفتارهاي خود اشراف دارند. هر چند كه ممكن است ظواهر اعمال و رفتارهاي آنان با آنچه وجدانشان داوري كرده است، تفاوتهاي فاحش داشته باشند.
اخلاق، بينش شخصي و روحيه شايستهاي است كه همه افراد در اجتماع واجد آن هستند و آن را به عنوان فضيلت اخلاقي ميشناسند اما ممكن است به آن كمتر توجه كنند. اخلاق كاري همان بايدها و نبايدهايي است كه اجراي آنها در محيط كار در مسير تحقق اهداف كاري سازمان است و به تعبير شوراي فرهنگ عمومي كشور «وجدان را ميتوان وضعيتي دانست كه در آن افراد جامعه در مشاغل خود سعي ميكنند كارهايي را كه به آنان محول شده است به بهترين وجه، بهطور دقيق و با رعايت اصول بهينهسازي به انجام برسانند.» وجدان كار انسان را وادار ميسازد تا همواره براي تحقق اين آرمان تلاش كند. چه عواملي در سازمان بر وجدان كاري موثرند و شرايط مساعد يا نامساعدي را براي آن فراهم ميكنند؟ اولين و مهمترين عامل در وجدان كاري، عدم توجه به ويژگيهاي انساني فرد در سازمانهاست. در واقع آنچه موجب موفقيت هدفهاي يك سازمان ميشود آن است كه مدير يا سازمان بتواند هدفهاي سازمان را در قالب گروهها اجرا كند. با ارضاي نياز اجتماعي، احساس نياز به احترام در فرد رشد ميكند. دومين عامل سازماني موثر در وجدان كار را ميتوان شغل و ويژگيهاي آن نام برد. قرار دادن كناركنان در شغل مناسب و مورد علاقه ايشان، آنان را به بهتر كار كردن و ارايه نتايج مطلوبتر تشويق ميكند. سرانجام سومين عامل سازماني موثر در وجدان كار، عملكرد موثر مديريت در ارزيابي كاركنان به روشهاي معين و مشخص، تشويق و تنبيه مناسب آنان و برنامهريزي آموزشي براي كاركنان است. آموزش موجب ميشود فرد بهتر كار خود را بشناسد و از انجام آن لذت ببرد. اين امر اسباب رضايت شغلي و تقويت وجدان كار را فراهم ميسازد. بنابراين دستيابي به كشوري آباد، آزاد و مترقي نيازمند كار و تلاش هدفمند، به روز و اصولي نيروهاي كاري با وجدان است. |